#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_155


-قاتل رزا بهادره؛من شاهد بودم!

حرف عارف:

-خواستی بشناسیش یه سر بهم بزن.مطمئن باش هرچی باشن قاتل نیستن.

چشمامو محکم روهم فشار دادم و شقیقم رو محکمتر.خفه شین همه خفه شین.چشامو باز کردم که دیدم نیاز گیج نگام می کنه.با عصبانیت گفتم:

-به تو چه؟

ابروهاشو با تعجب بالا انداخت و شونه ای بالا انداخت و گفت:

-به من هیچه،اصن به من ربطی نداره کی زده!

بعد نگاهی به صورتم انداخت و در حالی که خندشو کنترل می کرد گفت:

-ولی هرکی زده دستش درد نکنه،باید دستشو طلا گرفت.

عصبی نگاش کردم که جدی شد و گفت:

-بیا باز رم کرد!من قرمز نپوشیدم که تا منو می بینی رم می کنی که!

دیگه از گوشام بخار بیرون می زد.هرچی دلش می خواست می گفت.جفت بازوهاشو گرفتم و گفتم:

romangram.com | @romangram_com