#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_139


-ای دستت بشکنه پرهام که تا می ره اثراتت خوب شه ،یه گل دیگه می کاری.

-ای دستت بشکنه پرهام که تا می ره اثراتت خوب شه یه گل دیگه می کاری.

کلافه دستی به موهام کشیدم.من تو اتاق بمون نیستم، ازم خواهش نکرد که دستور داد.

_نیاز تو چرا مثل بچه ها رفتار می کنی؟

_می دونی چیه خودمه عزیز؟گاهی آدم باید بچه باشه!

_ولی تو همیشه بچه ای!

_آره شاید تو درست می گی اما این بچگی رو دوست دارم.آدما که بزرگ می شن عوض می شن ،گاهی هم عوضی می شن.درست مثل بابا!

آهی کشیدم.بابا چطور دلش اومد این بلاهارو سر این خانواده بیاره؟لبخندی به خودم زدم و گفتم:

-این خونه فقط به ی بچه شیطون نیاز داره.

با این حرف رفتم سمت در و زیر لب گفتم:

-و بچه شیطون هیچوقت به حرف بزرگترا گوش نمی ده.

دستگیره رو پایین آوردم که در باز نشد هرچی سعی کردم باز نشد.محکم زدم تو پیشونیم.

romangram.com | @romangram_com