#دزد_قلبم_پارت_333


هر دو به هم خیره بودن و لحظه ای چشم از همدیگه بر نمیداشتن

قلب هردو محکم به سینه میکوبید

دستای پر قدرت پرهام حصاری به دور ارغوان بود و ارغوان دستهای ظریفشو دور گردن پرهام حلقه کرده بود

قطرات بارون کمی شدت گرفتن و روی سر و صورتشون فرود میومدن اما اونا بی توجه به دنیای اطراف غرق در نگاه هم بودن////در جای دیگه ی عمارت دو قلب تپنده ی دیگه هم وجود داشت قلبایی که از سر شب برای همدیگه میکوبیدن ولی هیچ کس خبردار نبود

دستای هومن محکم شکوفه رو در بر گرفته بود و شکوفه دستاش رو روی شونه ی هومن گذاشته بود

دومین بار بود

و این برای هردو با وجود لبخند های زیباشون لذت بخش بود

..... خیلی جاها بود که با تو قبلا اونجا نبودم

وقتی تو بودی تنها بودم باز تنها نبودم

میمیرم حالا تو نباشی

چی می شد جدا از تو نمیموندم


romangram.com | @romangram_com