#دزد_قلبم_پارت_331
لب زدم:با من برقص
لبخندی زد و دستشو تو دستم گذاشت
بلندش کردم و دستامو دور کمرش حلقه کردم
بارون نم نم شروع به باریدن کرد
راوی:
(( من همه چیزم قبل تو انگار یخ زده سرده
حس تو توی این دل تنهام معجزه کرده
من تو رو خواستم، تو رو دارم
نمیخوام دیگه اون روزا برگرده
سخته بتونم بی تو بمونم حالا میدونم
گم شدی تو دنیای منو خیلی پریشونم
romangram.com | @romangram_com