#دزد_قلبم_پارت_329


نگاه تندی بهش انداختم که با همون لبخند کنارم نشست

به آسمون نگاه کرد و با ذوق گفت:خداکنه بارون بیاد

پکی به سیگارم زدم:با این هوا مطمئنم میاد

صدای موزیک تا تو حیاط میومد

ارغوان به سیگاری که در حال سوختن بود نگاه کرد و طی یه حرکت از بین لبم کشیدش و انداختش تو سطل

با لبخند از سر رضایت نگام کرد:حالا بهتر شد

ناخودآگاه لبخندی بهش زدم

از رو تاب بلند شدم:چرا اومدی بیرون؟

ارغوان با شیطنت نگام کرد:بماند

-یعنی چی؟

-یعنی همین


romangram.com | @romangram_com