#دزد_قلبم_پارت_226
دستی به گردنم کشیدم:اینم حرفیه میخوای اول من بگم؟
نگام کرد که گفتم:27
دوباره مشغول خورد کردن شد و گفت:من 22
-بهت نميخوره
خندید و گفت:ممنون
لبخندی زدم و دوباره بهش خیره شدم
شکوفه:
واقعا زیر نگاهش معذب شده بودم
هنوزم داشت خیره نگام میکرد
آخه پسره ی دیوونه من چی دارم که نگام میکنی؟
چشم چرون بدبخت هیز
ناخودآگاه خنده ای کردم
romangram.com | @romangram_com