#دزد_قلبم_پارت_180
با بهت رفتم سمتش:ارغوان حالت خوبه؟ چی شد،
-هیچی نقشتون شکست خورد
با ترس به سمت پرهامی برگشتم که فوق العاده عصبی بود
باورم نمیشد
باید اشهدمونو میخوندیم
با ارغوان بلند شدیم
پرهام با چشماش بهمون نگاه کرد و فریاد زد:دفعه ی چندمتونه؟؟؟
و جلو اومد و بازوی ارغوانو گرفت:جواب بده
ارغوان خواست دهنشو باز کنه که هومن اومد بیرون و با تعجب پرسید:پرهام...داداش چی شده؟
پرهام با اخم غلیظ گفت:از این دزد بپرس که یواشکی اومده تو اتاق من
-یعنی چی؟
همین کافی بود تا ارغوان منفجر بشه جیغ زد:من دزد نیستم فقط گردنبندمو میخوام
romangram.com | @romangram_com