#دزد_قلبم_پارت_178
-میریم؟
با اخم گفتم:میریم نه میرم
شکوفه هم اخمی کرد و گفت:عمرا بذارم تنها بری
-من
-بیخود ما نه من و دیگه هم بحث نکن چون اصلا کوتاه نمیام
سری تکون دادم:باشه ولی قبلش
-قبلش چی؟
-باید گردنبندمو پس بگیرم از پرهام
شکوفه بلند گفت:چییییییی؟
-هییس چه خبرته میخوای بیدارشون کنی
یواشتر گفت:عقلتو از دست دادی؟پرهام الان تو اتاقشه معلوم نیست خوابه یا بیدار بعد تو میخوای بری تو اتاقش
پوفی کشیدم:مجبورم شکو مجبور تنها چیزی که از خانوادم دارم گردنبندمه نمیتونم بیخیالش بشم
romangram.com | @romangram_com