#دزد_قلبم_پارت_140

بعد اینکه به آموزشگاه رسیدیم

سریع پیاده شدیم و به سمت کلاس رفتیم

تقریبا همه ی بچه ها از رابطه ی من و بنفشه با خبر بودن

حتی یه بار آموزشگاه اعتراض کرد که بهشون گفتم نامزدیم

پشت میز نشستم و شروع کردم

از بچگی عاشق موسیقی بودم

با اینکه نصف سهام شرکت به نام منه و پرهام کلی اصرار کرد که تو شرکت باشم اما من تدریس موسیقی رو ترجیح دادم

مشغول بودم که گوشیم زنگ خورد

و فقط یک کلمه شنیدم:احسان

پرهام:

با سرعت به سمت خونه میروندم

فقط خدا خدا میکردم حدسم درست نباشه

romangram.com | @romangram_com