#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_97


مریم:لازانیا و رولت مرغ خوبه درس کنیم

عالیه پاشین بریم تا درس کنیم

هرکدام به یه کاری مشغول شدیم

من داشتم لازانیا درس میکردم

رولت به پای مریم و فاطی بود

مواد و هم زدم آب جوش امد لازانیا رو ریختم توش تا نرم شه

یه ظرف برداشتم لازانیا رو چیدم مواد میریختم روش و پنیر پیتزا روشو تزیین کردم گذاشتمش توفر

به به چه لازانیایی بخوریم امشب

کار بچه هام تموم شده بود

هوس ژله کرده بودم

پودر ژله رو برداشتم ریختم تو ظرف آب جوش و سرد قاطی کردم خوب هم زدم

ریختم تو دوتا قالب یکی به شکل گل و اون یکی قلب گذاشتم یخچال تا بگیره

کارمون که تموم شد از خستگی وسط آشپزخونه ولو شدیم

عرق کرده بودیم اونم چجورم

بلندشدم

بچه ها من میرم دوش میگیرم حواستون به غذاها باشه بعد امدم شماها برین

فاطی:باشه برو

سریع رفتم اتاق

پریدم حموم تند تند خودمو شستم اومدم بیرون سریع موهامو خشک کردم شروع کردم آرایش کردن

یه خط چشم نازک کشیدم یه ریمل زدم که مژهای بلندمو بلند ترنشون داد

یه رژگونه زدم دراخر یه رژ زرشکی زدم اسپری هم خالی کردم روخودم رفتم پایین

مریم:به به جیگرشدی

چشامو گرد کردم گفتم:بودم

بچه ها هم دوش گرفتن

آماده شدن نشستن

مامان و بابای خوشگلممم بلندشدن خوشگل وخوشتیپ کردن نشستن

منتظرمهمونا بودیم

هی به ساعت نگاه میکردم وا چرا نیومدن من مردم ازگشنگی

سرکارمون گذاشتن بیشعورا

انگار پشیمون شدن نمیخان بیان من برم غذا روبکشم

مریم:وایسا بیام کمک فاطی توام بیا

غذا رو چیدیم رو سفره نشستیم شروع کردیم خوردن خیلی اعصابم ازدست این پسره گاو خورد بود ابروم جلو مامان و بابام رفت

انقد اعصابم خورد بود تندتند داشتم

میخوردم فقط دوست داشتم پسره رو

گیربیارم تا میتونم بزنمش و فش بارش

romangram.com | @romangraam