#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_92
سرمن داد نزن اصن چرا باید به تو توضیح بدم مگه توکیه منی
_من حداقل به عنوان برادرت حساب میشم
نمیشی من برادر واقعیم ک تیامه هم نمیزارم دخالت کنه اونوقت تو سرمن دادمیزنی میگی برادرم حساب میشی نمیخام باشی کیو ببینم
_باشه هرچی دلت میخاد بگو اما من نمیزارم پاشو بزاره اینجا دمار ازروزگارش درمیارم
عه حرفشو زد و رفت چنان درو کوبید دراتاقم شکست اخه به اون چه
گرفتم خابیدم که با صدای زنگ گوشیم پاشدم
با چشم بسته گوشیو جواب دادم
بله
مامان:دختر توخابی چه وقت خابه
نه بیدارم
مامان:کاملا مشخصه زنگ زدم بگم که این پسره بود مامانش زنگ زد قرار شدفردا غروب بیان ماهم کم کم راه میافتیم بیایم شنیدی چی گفتم خابیدی
توخاب و بیداری بودم بلند گفتم:چی
مامان:دختره پرو پاشو ببینم داریم راه میافتیم خداحافظ
یهو بلندشدم نفهمیدم چیشد که با مخ امدم پایین
آخ سرم
صدای درونم گفت :کوری مگ دختر
کور عمته
سریع دویدم پایین
با صدای بلند بچه ها رو صدا کردم
فاطی/مری
فاطمه:چخبرته خونه روگذاشتی روسرت
پاشین مامانم اینا دارن میان باید خونه رو تمیز کنیم صبح میرسن وای
مریم:باشه تینا الان تمیز میکنیم انگار میخاد جواب مثبت بدی چقد هولی چیزی نیست که
دختره خل مامانم اینا دارن مبان هولم چه ربطی به پسره داره بجنبین
دیگ گوش نکردم ببینم چی میگنن
شروع کردم جارو کردن
زیرلب شعر میخوندم براخودم
یکی بیاد منو آروم کنه.
به این دلم مفهوم کنه
مریم:عاشق شدی
کو
مریم:ازآهنگ خوندنت معلومه
بروبابا
محلش ندادم جارو که تموم شد شروع کردم گردگیری
به به چه برقی انداختم خونه رو
romangram.com | @romangraam