#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_75


هممون سلام کردیم بهش





آرتا:بچه ها باماشین من بیاین

ماشینشو روشن کردن دوتا بیشعورا منو انداختن جلو خودشونم چپیدن عقب

آرتا راه افتاد داشت میرفت که پرسید:مدارکاتونو آوردین

آره آوردیم ،فقط ای کاش میزاشتی باماشین خودمون بیایم چون بعدش میخایم بریم خرید

آرتا:خب این که مسئله ای نیست خودم میبرمتون امروز کامل درخدمتتونم

مرسی

من هی توجام ول میخوردم

آرتا خندید گفت: راحت باشین

تا اینو گفت شروع کردیم به رقصدین و دست زدن

انقد جیغ زدم صدام گرفت

آرتا هم باخنده سرتکون میداد

جیغ دمت گرم آرتا چه پایه ای

مریم فاطی هم دیوونه بازی درمیوردن

که آرتااااا یه دور پلیسی زد که من پرت شدم ی جا دیگه

همه خندیدیم

خلاصه رسیدیم آرتا ماشینوپارک کرد با پدر این غول بیابونی اشنا شدیم

مرد خیلی مهربونی بود و ب ما کمک کرد

....

اخییییییییییش بالاخره تمام شد

درسته سخت بود ثبت نام اما درست شد

رفتیم تو یه رستوران شیک نزدیک بود به دانشگاه

من یه پرس جوجه سفارش دادم بچه هام تابع من همینو سفارش دادن بامخلفات

الان وقت چیهههه وقت اینه برم دشوری خخ

دست بشورم

رفتم و دستاموشستم اومدم ک بیام

بیرون گوشیم زنگ خورد

با دیدن شماره تیام جا خوردم جواب ندادم

تاقطع شد

یه پیام اومد برام

تیام بود بازش کردم نوشته بود

ببین تیناااا یا تموم میکنییی یاااا دیگه اسمتم نمیارم داداشی ب اسم من نداری بای

منم نوشتم ببین تیام اگه بخای چرت وپرت بگی خواهری به اسم من نداری افتاد بای

romangram.com | @romangraam