#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_73
فاطی آقا آرتا شام مهمون ماهستن ما داریم میایم تو بعدشم قطع کردم
دروبازکردم گفتم:بفرمایید تو
آرتا:خانوما مقدم ترن
مرسی ورفتم داخل دروبازکردم
آرتا امد توگفت یالله
مریم و فاطمه هنوز خجالت میکشیدن با اون ابروریزشون خخ
مریم:سلام آقا آرتا
فاطمه:سلام آقا آرتا بفرمایید بنشینین
آرتا: سلام خانوما ممنون ببخشین مزاحم شدم
فاطمه:نه این حرفا چیه
بابچه ها رفتیم آشپزخونه
مریم:الان چی درس کنیم اینو اوردی اینجا
عه عه مگه نگفتم یه چی درس کنین
فاطمه:مگه کلفتتیم پرو تازه مهمون هم دعوت میکنی
بچه ها زشته بالاخره به خاطر ماپاشده امده چند روز باید بخاطرمون اسیرشه یه جور بایدجبران کنیم(چه دخترخوبوفهمیده ایم)
مریم:خب الان چی درس کنیم
من میگم کتلت درس کنیم زودم اماده میشه بعدش فاطی تو برنج درس کن مریم توام باقلی خورشت بزار منم کتلت درس میکنم کنارشم سالادو ترشی بهتر نیست هردو غذا راحتین
هردو موافق بودن شروع کردیم
فاطی برنجو گذاشت دم بکشه مریم هم خورشتو گذاشت قشنگ جا بیافته منم کتلت و دونه دونه سرخ کردم کنارش خیارشور وگوجه گذاشتم ترشی هم ریختیم تو ظرف
فاطی داشت کاهوها رو خوردمیکرد
منم گوجه وخیار خوردمیکردم میچیندم روشون به ما میگن هنرمند
چه زود کارامونو انجام دادیم
غذاهارو چیدیم رو میز بلند صدا کردم
آرتی بیا غذا حاظره
نه به اول میگفتم روم نمیشه نه به الان(آرتی خخ)
آرتا:به به چه کردین هی میخورد به به میکرد
مریم:ببخشید تند تندی شد دیگه انشالله دفعه دیگه بهتر درس میکنیم
آرتا:اتفاقا عالیه هم کتلت بی نظیره هم خورشت دست همتون دردنکنه خب کارکدومتونه
کتلت کارمنه ، مریم باقلی خورشت فاطی هم برنج سالادهم منو فاطی خلاصه بگم همه کارارو من کردم
آرتا خندید گفت: دستتون دردنکنه
خدایی الحق خوب تعریف میکرداهمشون خوشمزه شده بود بااین که تندتندی شد
غذاهارو که خوردیم آرتا کمکمون کرد ظرفاروجمع کرد رفت رومبل نشست
مریم ظرفارو به عهده گرفت
منم اونایی که اضافه مونده بود گذاشتم یخچال
منو فاطی رفتیم نشستیم پیش آرتا
romangram.com | @romangraam