#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_237
..دستاموگذاشتم روسرم نشستم رو صندلی زیرلب باخودم حرف میزدم:خاک توسرت دختر همیشه گندمیزدی وای خداابروم رفت
مرده امدتوآشپزخونه گفت:من دارم میرم خداحافظ
بسلامت
وقتی رفت زدم توسرم آخه هنوزخنده رولبش بود داشت بهم میخندید خاک توسرت تینا
با اعصاب بهم ریخته رفتم سمت اتاق آراد
دروبازکردم دیدم هنوزخوابه این بچه چقد میخابه رفتم بالاسرش صداش زدم:آرادخاله بلندشو چقدمیخابی
...دستاشو کشید روچشماش وبلندشد
_سلام خاله
سلام عزیزم دست ووصورت تو بشور غذا بخوریم بدو
...رفتم پایین میخاستم کتلت درس کنم پیازو رنده کردم سیب زمینی روهمینطور وگوش چرخ کرده رو برداشتم ریختم توش ادویه زدم دوتا تخم مرغ زدم بهش آردهم ریختم .
ودستکش پوشیدم بادستم شروع کردم هم زدن.
دستمو خیس کردم دونه دونه تومایتابه سرخ کردم.
سیب زمینی برداشتم خلالی کردم تومایتابه روغن ریختم وقتی داغ شد زرچوبه ریختم و سیب زمینیا رو ریختم توش.
وقتی همه روسرخ کردم چیدم توظرف کنارش خیارشورخوردکردم بانون و آب گذاشتم رومیز. وآرادو صداکردم.
آراد کجایی بیا ببینم
آراد اومد.نشست روصندلی شروع کردخوردن یهو با حرفی که زد ناراحت شدم
_خاله ای کاش مامان داشتم تا برام غذاهای خوشمزه درست کنه مهربون باشه باهام مثل تو ولی من که مامان ندارم
بهش گفتم:درعوض خاله داری که پشتته مهربونه غذا خوشمزه درست میکنه مگه نه
یه چشمک بهش زدم (چه خودمو تحویل میگیرم)
_آره
وقتی خوردیم ظرفارو جمع کردم و شستم تا امدن باباش یک ساعت مونده بودچه زودشب شده بود(بگو توهمش خواب بودی که)
یکم با آراد بازی کردم تاصدای درامد که با کلید بازشده بود
رفتم جلو :سلام خسته نباشین
_سلام شماهم خسته نباشین حسابی پسر مااذیتتون کرده ها
اتفاقا پسرخوبیه من میتونم برم
_بله فقط وایسین میرسونمتون دیروقته
ن ممنون ماشین هست خودم میرم
_پس مواظب باشین بسلامت
ممنون خداحافظ
صورت آرادو بوس کردم وبراش دست تکون دادم
باناراحتی گفت:خاله میخای بری
..جلوش زانوزدم گفتم:آره خاله جون فردا صبح پیشتم
آراد:قول
آره خاله قول میدم
صورتشو محکم ماچ کردم اونم صورتمو بوسید خداحافظی کردم سوارماشین شدم پامو گذاشتم روگاز پرنده هم پر نمیزد.
romangram.com | @romangraam