#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_206


اها اوکی

مامان:بله پاشو بیا کمک که مهمون داریم

کیه مهمون

مامان: همکار تیام اینا دارن میان

مگه این جاشرکته جلسه میزارن

مامان:نگو مادر زشته

:چشم

رفتم بالا که لباسامو عوض کنم که دیدم گوشیم زنگ خورد

_ آریابود....

..هه زنگ زده که چی بگه بعداین همه وقت

جواب ندادم ردتماس زدم

دوباره گوشیم زنگ خورد

ایندفعه جواب دادم

بله

آریا:سلام عزیزم

تینا:سلام

آریا:میدونم ازدستم ناراحتی

:میدونی پس چرا زنگ زدی برو همونجایی ک بودی

آریا: بزار منم حرف بزنم

لازم نکرده نه چیزی میشنوم نه حرفی دارم باتو بزنم خداحافظ

آریا:ای بابا خانومی بزاربگم اگه باورنکردی باشه میرم

....گذاشتم حرفشو بزنه بعدش همچی تموم میشه وقتی مهم نیستم نمیخاد منوبهتره تموم شه

بگو

آریا:ماموریت بودم

دروغ نکو اگه ماموریت بودی میتونستی خبربدی بهم

آریا:باورکن گوشیامونو نبردیم نمیشد اخه ببریم تازه گفتم توکنارخانوادتی حالت بده نخاستم تورونگران کنم گفتم نگم بدونی حالم خوبه

هه فکرکردی خرم

آریا:دارم راست میگم تینا جان

باشه فعلا کاری نداری میخام بخابم

آریا:نه عزیزم مواظب خودت باش خداحافظ

وقتی تلفنو قطع کردم فکرم مشغول شد مطئمن بودم داره دروغ میگه یه چیزی و ازم پنهون میکنه

اخه ازحرفاش مشخص بود همش صداش میلرزید

من آریا روشناخته بودم دروغ بگه میفهمم

شایدم دارم اشتباه میکنم

برم پایین کمک مامان دست تنهاس

romangram.com | @romangraam