#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_204


مامان :از بس حرف گوش نمیدی مجبورم جیغ بزنم

ایش اصلن قهرم دیگه هم نمیخورم

...قشنگ ته دیگ و درآورده بودم خخ

برم حاظرشم برای عشق و حال با دوستای خلم

حاظر شدم و رفتم اتاق تیام

تیامممم

تیام:چته دختر چرا جیغ میزنی

سوییچ ماشینتوبا اون کارت خوشگلتو بده

تیام: امر دیگه نداری بگوهاتعارف نکن

فعلا نه

سوییچ ماشینو داد دستم کارتشم ازش گرفتم

تیام: بیا تینا رمزشم چهارتا دو برو هرچی میخوای بخر کم اوردی بگو برات میریزم

چشممممم

یه بوس محکم گذاشتم رو گونش و پریدم بیرون

به اون دوتا خل و چل تو گروه گفتم:

بزغاله ها بپرید پایین.اومدم سراغتون

اول سراغ فاطی بعد مری رفتم

فاطی: چی شد که تیام ماشینو داد

تابهش گفتم بهم داد

فاطی:اها

مریم خیلی تو فکر بود.

بزغاله جون چته تو. فکری

مریم:مرض فکرم درگیره

اخی بچه هات گشنن

مریم: کوفت

جون

فاطی خندید و گفت:بچه. ها بزنید بریم اول خرید کنیم

بریم

همه باهم رفتیم پاساژ

رفتیم تو یه لباس فروشی

اقا ببخشید میشه اون لباس ابی رو بیارید

مرده انگار:مشکل چشم داشته باشه از بس هیز بود داشت میخوردمنو

آقا اومدید سینما

یارو:نه خانومی الان میارم

اوی زود پسر خاله نشو وگرنه میزنمت. من دیوونم

romangram.com | @romangraam