#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_177


تینا:مامان رفته تهران اونوقت من نباید بدونم بعد چرا بدون خداحافظی رفت واقعا که

آرتا:ناراحت نشو مامان تقصیری نداشت اون که نرفت خونه داییش فوت کرد رفت حتی نذاشت باهاش بریم داشت میرفت نگران تو آتوسا بود من که حسودیم شده بود اون نمیخاست بره تهران وایساده بود چندروزی پیش توبمونه وحال آتوسا هم خوب بشه بعد بره تهران که اینجورشد حالام ناراحت نشو گفت برمیگرده میاد پیشت بعدمیره خونه

تینا:باشه من الان میام بای

بعدش گوشیو قطع کردم

رفتم تو اتاق شروع کردم به حاظر شدن

مانتو کوتاه قرمزمو پوشیدم شلوارلیمو پام کردم شال قرمز و سرم کردم رفتم جلو آیینه یه آرایش ملایم کردم

وقتی خودمو توآیینه دیدم و مطئمن شدم که همچی خوبه رفتم پایین

تینا:بچه ها من دارم میرم خونه پیش آرتا اینا خداحافظ

فاطمه:تینا

تینا:برگشتم سمتش گفتم:جانم کجا رو باید امضا کنم

فاطمه:کوفت انگار بازیگری چیزیه چقدرتوخودشیفته ای اخه خاستم بگم مواظب خودت باش زودبیا

تینا:باشه

>رفتم سمت مریم دستاشو سفت گرفتم و تو چشاش نگاه کردم

مریم:وا تینا حالت خوبه چرا دستمو سفت گرفتی دستم شکست دختره خل

تینا: فاطمه باید بگه ول کنم یا نکنم

فاطمه ول کنم دستشو

فاطمه با تعجب گفت:آره

تینا:اخه ولش کنم که علفارو میخوره

مریم با دادگفت:خیلی بیشعوری الاغ

زدم زیرخنده گفتم:خودتی بای بای

بعدشم فرارکردم اخه اگه میموندم حتمی میکشتن منو

سوارماشین شدم گازدادم پنج دقیقه نشد رسیدم جلودر خونه زنگ درو زدم

که دربازشد

تینا>اخه بگو پسره خل بپرس کیه بعددربازوکن

رفتم تو آرتاوسط حال وایساده بود

تینا:سلام آرتای خلم بابا کجاست

آرتا:بابا بیرونه تینا دستم به دامنت

تینا:من کجا دامن پوشیدم اخه

آرتا:وای دستم به شلوارت

تینا:اخه تو چیکار به شلوارم داری بی ادب چقدر بیشعوری تو

آرتا:وای تینا دوستمو زنش دارن میان اینجا تروخدا کمک کن اگه نکنی آبرمون میره ها

تینا:آبرو چیه کی داده کی گرفته

آرتا: اه توام همش مسخره بازی درار

اه

تینا>خخ اعصابشو خوردکردم اخ تینا مگه کرم داری

romangram.com | @romangraam