#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_100
تا رسیدیم ازماشین پیاده شدم برگشتم سمت بچه ها
برین خونه من الان میام
دیگ واینسادم بیینم چی میگن سریع رفتم دستمو گذاشتم روزنگ تا میتونستم فشار دادم
دربازشد رفتم تو
آرتارو دیدم اومد سمتم
آرتا:چته زنگ سوخت
رفتم جلوش گفتم:به توچه رفتی پسره رو زدی مگه کیه منی ها
آرتا:من اون روز بهت گفته بودم من
میدونم و پسره تو باورنکردی
توغلط کردی مگ چیکاره منی
آرتا:میفهمی چیکارتم
بگو تا بفهمم لعنتی
آرتا:بیا تو بشین تا بگم
دنبالش رفتم نشستم رومبل گفتم:بگو
..آرتا رفت آشپزخونه با شربت اومد نشست گفت:بخور خنک شی تا منم بگم
شربت گرفتم دستم و خوردم
گفتم :بگو دیگ
آرتا:ببین تینا احساس میکنم خواهرمی یه حسی بهت دارم که باعث میشه غیرتی شم حساس شم حس میکنم ازخونه خودمی راستش اخه
آخه چی
آرتا:من یه کسی و گم کردم توخیلی شبیشی احساس میکنم خودشی
من دیگ داشتم هنگ میکردم گفتم: کی
آرتا:وللش کن حتما اشتباه گرفتم ولی مثل بردارتم نمیتونم وایسم یکی بیاد خواستگاریت اونم کی که دوست دختربازه
چی دخترباز اون اصن بهش نمیاد ازبس خجالتیه و اهل اینکارا نیست
آرتا:دروغ گفته بابا بهت نشون میدم که اون الکی اینجور خودشو بهت نشون داده تاازت سواستفاده کنه
اگه همیچین ادمیه غلط کرده اما ثابت کن ببینم
آرتا:باشه وایسا یه لحظه
...آرتا امد یه سری عکس اورد داد بهم
داشتم بهشون نگاه میکردم پسره عوضی
هرروز با یکیه ازعکسا مشخصه تازه معلومه بعدکتک زدن آرتاعه چون تو عکسم دستش شکسته
دستت دردنکنه بهم نشون دادی که چه ادمیه اگه میشه این عکسا رو بدی بهم بکوبم توسرش
آرتا:ورش دار حالا دیدی چرا اینکارو
کردم یعنی انقد نامردم اینارو ببینم با
چشمای خودم هیچی نگم
مرسی آرتی من برم بچه ها تنهان بابای
آرتا:خواهش میکنم برو بسلامت
romangram.com | @romangraam