#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_271
گوشی از جیبم بیرون کشیدم و مشغول بازی بااااهاش شدم
هنوز چند دقیقه نگذشته بود که با شنیدن صدای پای روی پارکت ها مثل برق پریدم زیر تخت
و همزمان دراتاق باز شد
نفسم توی سینه ام حبس کردم
مرتضی مشغول باز کردن دکمه های لباسش بود و
با پاش در اتاق بهم کوبید
_آخ پسره بی حیا داره لخت میشه واس دختره
کارم ساختس تا صبح باید صدای جیرجیر تخت و آه و ناله اینا رو گوش کنم
پیراهنش روی میز پرت کرد
و مشغول باز کردن کمربندش شد که سریع چشمام بستم و خودم عقب کشیدم
داشتم توی ذهنم با تصور بدن لخت مرتضی میجنگیدم که یهو
مرتضی مثل گاو خودش پرت کرد روی تخت
بخاطر کم بودن ارتفاع تخت و زمین
دقیقا روی من سقوط کرد و هرچی خورده و نخورده بودم از حلقم بیرون زد
مرتضی_آخیش هیچ جا تخت خواب ادم نمیشه..
چشمام داشت از حدقه بیرون میزد که کمی از سنگینی وزنش کم شد
نفس عمیقی کشیدم
که ترسیده از ویبره گوشیم توی جیبم
دلم هری ریخت..
سریع گوشی از جیبم بیرون کشیدم
شماره خونه بود
رد تماس دادم
که صدای خرو پف مرتضی بلند شد _وا چه زود خوابید
دوباره صدای ویبره گوشی بلند شد
با حرص تماس وصل کردم
که صدای عصبی نیلو توی گوشم پیچید_کدوم گوری هستی؟؟
آروم لب زدم_زیر مرتضی
نیلو مکثی کرد
انگار داشت حرفمو تجزیه و تحلیل میکرد
و یهو داد زد_چی؟؟
_هیس چه خبرته؟؟
نیلو_پاشو بیا خونه نرگس جون خوابید
کلافه گفتم_نمیتونم
نیلو_چرا،؟
_چون زیر مرتضی گیر کردم
نیلو_خاک به سرم ..یه شب تنهات گذاشتما ..یه شب بیرون موندیا باید بیام از زیر این و اون جمعت کنم.؟؟
عصبی غریدم_زر نزن بابا زیر تخت مرتضی هستم
نیلو_ها زیر تخت اون چیکار میکنی؟؟اصلا چجوری رفتی اونجا؟۰
ریز خندیدم_اومدم با حضورم بغلش گرم کنم
زیرشو گرم کردم
نیلو_نیلا دودقیقه دیگه خونه نباشی کشتمت..
_هی بابا هی نمیذاری حالمونو بکنیما
داد زد_نیلا!!
romangram.com | @romangram_com