#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_244
دستم دور شونه نیلو حلقه کردم و چندتا سلفی یهویی گرفتم که نیلو غرید_دیونه شدی..
ممکنه کسی عکسای دوتاییمونو تو گوشی ببینه
چشمکی زدم_قفل گوشی گذاشتن واس همین مواقع ..که فضولا دست نزنن
و دوباره با ژستای مختلف عکسای دونفره گرفتم
تمام عکسا نیلو اخم کرده بود...
اخر سر غرید_واقعا بچه ای
خندیدم_اندازه یه دقیقه ...
نیلو_همون یه دقیقه کلی فرقشه
بی صدا
همینجور توی خیابونا قدم میزدیم
تصمیم گرفتم به شیدا زنگ بزنم
خیلی وقت بود خبری ازش نداشتیم
شمارش بخاطر رند بودن همیشه حفظ بودم
میدونستم اگه به نیلو بگممخالفت میکنه
بی حرف تند تند شمارش گرفتم
و بعد از چند بوق تماس وصل کرد
موبایل کنار گوشم گذاشتم _سلام عشقم
نیلو با چشمای گرد شده به سمتم چرخید و لب زد_باز چه گندی بالا اوردی؟!
به سمتم خیز برداشت که جیغ کشیدم_اوه رمکرد
صدای داد شیدا اونطرف خط باعث شد نیلو بی حرکت بمونه
خندیدم_چطوری؟؟
شیدا_نیلا خر توی ..بیشعورا یهویی کجا گذاشتین رفتن؟؟
نیلو انگشتش به نشونه بعدا حسابت دارم جلوی صورتم تکون میداد
_قضیه اش مفصله باید سر فرصت توضیح بدم
شیدا_کجایین الان؟؟
_توخیابون
شیدا _ادرس بده بیام..
_الان دیر وقته ..ادرس خونه ای که توش کار میکنیم بهت میدمفردا بیا
نیلو زمزمه کرد_دیونه شدی؟؟
شیدا_باشه اس کن برام
_نیلو همخوبه سلاممیرسونه
شیدا خندید_میدونم الان داره برات شاخ و شونه میکشه
خندیدم _اره الان جلوی من..
که با دیدن قیافه بهت زده نیلوحرفم نیمه تموم موند
به پشت سرم زل زده بود
از ترس قلبم ریخت و مطمئن بودم رنگم توی یه لحظه مثل گچ سفید شده
که..
سریع کلاهی که روی سرم بود پایین تر کشیدم با صدای لرزونی گفتم_چی.. چی شده ؟
تماس قط کرده بودم و مثل مجسمه یخ زده خشکم زده بود
نگاه نیلو فقط به پشت سر من بود
این باعث میشد بیشتر ترس به دلم بیافته
غریدم_نیلو!!
نگاهی به من انداخت و چشمکی زد_رنگت شبیه میت شده
بلند خندید
_مرگ..کی رو دیدی ؟؟
romangram.com | @romangram_com