#چشمان_سرخ_آبی_پارت_185


- این نشون میده رهبران انسانها چقدر باهوش بودن ... بهترین راه براي نابودي چیزي فراموش کردنشه.

.افسانه پنداشتنشه ... اونا حتی شیاطین رو از دور خارج کردن ... شیاطینی که در آغاز جنگ با انسانها همدست

شده بودن. . همه چیز فراموش شد و انسان با علم حاکم دنیا ... و علم بشر رو جاودانه کرد.

آیدن پرسید:

- اما مگه میشه سرزمینهایی به این پهناوري و زیبایی باشه و انسانها ازش خبر نداشته باشن؟ ...

- آره ... این سرزمین ها جادو شدن ... طبق توافقی که در پایان جنگ شکل گرفت. تقریبا همه چیز در شرف

نابودي بود تا اینکه الفها با انسانها به توافق کردن. جادو شکستش رو پذیرفت و انسانها بخش کوچیکی از زمین

رو در هر منطقه از زمین به ما اختصاص دادن. . با شرط اینکه پنهان باشیم و هرگز اثري از دنیاي جادویی وارد

جهان اونا نشه و این سرزمین ها جادو شد تا هیچ انسانی واردش نشه.

- اما من اینجام.

- تو یه انسان کامل نیستی ... سرشت تو با خون تک شاخ و خون خون آشام پرورش پیدا کرده ... تو یه نیمه

خون آشامی یا شایدم یکی مثل من و آدریان.

آیدن با تردید به لبهاي رزا خیره شد. احساس خلا و درماندگی اي تمام وجودش را فراگرفت. او انسان نبود. رزا

حق داشت و با توجه به حرفهاي ادریان ... آیدن بدون تردید یک هیولا بود.

آدریان کنار آیدن ایستاد و به نگاه نگران آیدن خیره شد و گفت:

- اما اینا مفهومش این نیست که تو اصلا انسان نیستی ... تو بیشتر از همه اینا انسانی ... احساس داري ...

ضعف هاي یک روح کامل انسانی رو داري و من ازت می خوام که انسان بمونی ...

آیدن ابرویی تاب داد:

- چه فرقی می کنه؟ ... وقتی میدونم مرگ من به یه مرگ کامل انسانی منتهی نمیشه ... می فهمی؟ من اگه

romangram.com | @romangram_com