#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_164
نفس عمیقی که حالمو آورد سر جاش......
مگه میشه اینهمه بوی گل به مشام برسه و دوست نداشته باشی؟؟؟
نفس عمیقمو تکرار کردم.... چشمامو بستم و فکرمو آزاد....
یکم بعد صدای در عمارت اومد....
برگشتم ببینم کیه که دیدم آدم عجیب این روز هاست...
آرتیمان بود....
بدون حرف سرمو دوباره برگردوندم رو به گلها.....
چند دقیقه بعد صدای فندک آمد.....
با صدای فندک فقط یک کلمه توی ذهنم اومد اونم چیزی بود که حتی نمیخواستم یک لحظه هم بهش فکر کنم.....
سیگار........
از کی تا حالا سیگاری شده؟؟؟
فکرمو به زبون آوردم و گفتم :
هه، نمیدونستم سیگاری شدی..... از کی تا حالا؟؟؟؟
گفت:مگه مهمه؟؟؟
یکم هول شدمو گفتم :نه.... اِ فقط برای ارضای کنجکاوی بود...
اونم گفت :آدما فقط چیزایی رو میپرسند که براشون مهمه....
گفتم :برداشت توهه.... با اجازه.....
romangram.com | @romangraam