#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_133
آرتیمان :
وقتش بود.... وقتش بود حالش رو بگیرم... تنها فکر توی ذهنم انتقام بود....
آتیش بزنه به یه سری دارایی هام و الان بخنده؟؟؟ گند بزنه به قرار دادمو بخنده؟
خنده هاش شده بود سوهان روحم... نیلوفر پارسا مطمئن باش نوبت خنده های منم میرسه....
مطمئن باش روزی میرسه که هر کاری کنی خنده نیاد رو لبهات....
اونروز من میخندم... قهقهه میزنم... با پیروزی تو چشمای تو نگاه میکنم....
روزی میرسه که خنده یادت بره.....
اما کاش میدونستم خنده هاش که بره دنیا تیره و تار میشه...
و چه زود دیر شد....
-___---نیلوفر :
گلوم در اثر جیغ هایی که کشیده بودم درد میکرد شدید....
برای همین ملی بهم بطری آب رو داد تا بخورم...
معذب بودم که با لباسای خیس جلو اونا بودم واسه همین آروم دم گوش دری گفتم :
دریا یه دقیقه باهام بیا....
باهم رفتیم پشت بوته ها.... کشیک داد تا مانتو و شلوار و شالی رو که همراه خودم آوردم و بپوشم و لباس خیس هامو بزارم تو کولم....
بعد از اینکه لباسامو عوض کردم نفس راحتی کشیدم و از دری تشکر کردم......
با هم دیگه رفتیم سمت بچه ها و دوباره نشستیم....
پروهای گرامم نشستن!!!
romangram.com | @romangraam