#آوا
#آوا_پارت_114
: کار خواستی نکردم
خودم قهوه رو برداشتم و شروع کردم به خوردن کوروش نگاهم کرد : شب خوابت نمی بره ها
: خوب نمی خواهم بخواهم
کوروش : چرا فردا مگه تعطیل نیستی
: چرا ولی باید تحقیقی آماده کنم
کوروش : خوب بزار برای فردا
: نه چون ممکنه مهمون بیاد بعد نمی تونم درس بخونم
کوروش : از کجا می دونی مهمون میاد
: فردا ممکنه ، خاله نازی یا دایی بیان بعد من میرم پایین بعد تحقیق می مونه
کوروش لبخندی زد : خوب نرو تو که خیلی مقاومی
: چرا مقاوم
کوروش : چون الآن چند روز پایین نیومدی
: عادت دارم همه هم عادت کردند تو هم یواش یواش به اخلاق من عادت می کنی .
کوروش : ولی من اینجوری دوست ندارم ، دوست دارم با خانواده باشم
: خوب هر کسی یک طوری
کوروش : چی گوش می کنی
هدفون قطع کردم صدای شهاب حسینی بلند شد
شهزاده رویایی من شاید تویی
کوروش : آهنگ قشنگی
: آره من خیلی دوست دارم .
کوروش بهم نگاه کرد ، احساس کردم می خواهد از چیزی سر در بیاره برای همین بلند شدم لب تابم و آورم ، شروع کردم به گشتن دنبال تحقیق گوشیم زنگ زد : بله
سلام خوبی ، مامانت خوبه
romangram.com | @romangraam