#آوا
#آوا_پارت_102


: خوب مگه چی شده


کوروش : لباسم مناسب نبود


خندیدم : زیاد به خودت سخت نگیر قرار هر روز من و ببینی


کوروش : اینم از بد شانسی من


: طفلی کوروش ، همینی که هست


صدای در اومد به طرف پنجره رفتم : مامان و دکتر اومدند


سلام خسته نباشید


مامان : سلام آوا جون اومدی عزیزم برو لباس تو عوض کن بیا کمک


: چشم الآن


دکتر اومد داخل : سلام


دکتر لبخندی زد : سلام آوا جون ببخش اینجا رو اینقدر شلوغ کردیم


: چه ایرادی داره ، الآن لباس عوض می کنم میام کمکتون


یک تاپ و شلوارک پوشیدم و رفتم پایین : خوب باید چکار کنم مامان به من نگاهی کرد .


دکتر : تو به کوروش کمک کن ، من و ندا جونم اتاق خودمون درست می کنیم


صدای زنگ بلند شد : یعنی کیه ؟


دکتر : کس خواستی نیست رفتیم تخت خریدیم


: مبارک باشه


دکتر : کوروش بیا کمک


مامان رفت من می خواستم برم کوروش : کجا ؟


: می خواهم بیام بیرون


کوروش بهم اشاره کرد : اینطوری ؟


: خوب مگه چمه

romangram.com | @romangraam