#عروس_جنگل
#عروس_جنگل_پارت_135
بوسه ای کوتاه به روی پیشانی تیانا زد و او اینچنین پاسخ داد:
I see the heavens. Each time that you smile.
من آسمان را می بینم ، هر زمان که تو لبخند میزنی.
I hear your hearbeat. Just go on for miles.
من ضربان قلبت را می شنوم. فقط برای مایل ها برو.
And suddenly I know why life is worthwhile.
و ناگهان من دانستم چرا زندگی ارزنده است.
That” s What I see. Through your eyes.
آن چیست که من از میان چشمان تو می بینم.
فیلیپ ، تیانا را بغل کرد. همزمان که او را چند دور می چرخاند ،باهم یک صدا خواندند:
romangram.com | @romangraam