#زحل_پارت_165
بردیا برگشت نگام کرد،انگار اونم این شعرو خوب بلد بود، انگار برای ما ساخته بودن، زیر لب نجوا کرد ادامه ی شعر رو:
*امشب نیستی
بازم غرق خیالم
که کنارم هستی
نشکسته بالم
امشب نیستی
سر بذارم رو شونه ات
دلم هواتو کرده
برگرد به خونه ات
دیگه این جا نیستی
همه جا تاریکه
بی تو بغض تو چشمام و گریه و نزدیکه
romangram.com | @romangram_com