#زحل_پارت_140
در اتاق باز شد و طلعت بهمون نگاه کرد و بعد رو به من گفت:
_بیایید ناهار بخورید.
_ من نمی خورم، سها تو برو.
طلعت _مگه می شه دختر؟ تو دوتا بچه شیر می دی.
سها _آره، پاشو، باید بخوری که شیر داشته باشی.
میام که با مهری خانوم "یادحرف بردیا افتادم و گفتم ":سلام علیک کنم.
سها_بایدبری بالا.
_مگه نمیاد ناهار بخوره.؟
سها _نه، اون سر یه ساعت خاص غذا می خوره، باید دارو بخوره، بخوابه.
چه دارویی؟
سها _برای بیماریشه دیگه.
romangram.com | @romangram_com