#وسوسه_پارت_135
و در حالي كه منو مي كشونه دنباله خودش ….به طرف در مي ره..
دستمو از تو دستش در ميارم ….
-لاله اينكارا يعني چي ؟چي شده ؟منظورت از اينكارا چيه …؟
مرضيه به كنارم مياد …
مرضيه - چي شده لاله خانوم؟ …چرا رنگتون پريده….؟
لاله هنوز گنگه ….
به جاي اينكه جواب منو بده …
لاله-چادرت ..چادرت كجاست….؟
صدايي از كسي در نمياد ….
خودش چادر يكي از شاگرداي ارايشگاهو بر مي داره …و مي ندازه رو سرم …
…و بدون اينكه به كسي فرصت فكر كردن بده …منو مي كشونه از ارايشگاه بيرون ….
با اون كفشا و ارايش….. به زور چادرو رو سرم محكم نگه مي دارم … كه از سرم ليز نخوره …
محمد تو ماشينه …..
نزديك ماشين مي شيم …اينبار با شدت دستمو مي كشم بيرون ….
romangram.com | @romangram_com