#توماژ_پارت_537

-راستش .... یعنی ...

-توماژ دنبال دروغ نباش ..... چرا یهو رفتی چی تغییر کرده که برگشتی تو می دونی وقتی ارتین اون حرفارو بهم زد چی به من گذشت؟اصلا یه لحظه به من فکر کردی؟

-تو تموم این مدت فکر و ذکرم تو بودی ...... یه اتفاق که خیلی چیزا رو ازم گرفت خیلی چیزارو هم تغییر داد اونقدر این تغییرات بزرگ بودن که نخواستم تورو توشون شریک کنم خواستم همش سهم خودم باشه

-توماژ ..... منو این طوری شناختی ؟به خاطر چهارتا رد رو صورتت فکر کردی ازت دست می کشم؟ عشق منو همین حد دیدی؟

-من .... من با گذشته خیلی فرق کردم تو...

-بسه پنج سال تو حرف زدی من گفتم چشم حالا من حرف می زنم تو می گی چشم

خندم گرفت: چشم خانم خانما

romangram.com | @romangram_com