#توماژ_پارت_201

نفس عمیقی کشیدم و عطر تنشو حریصانه بلعیدم که با صدای لرزونی گفت: توماژ بزار به وقتش این جوری درست نیست

به چشمای نگران و مرددش خیره شدمو گفتم: به من اعتماد کن عزیز دلم

لبخند لرزونی زد که فاصله ها روتموم کردم!!!

*****

-خب چی شد؟

-به خودش که صدمه ای نزدین؟

-خوبه دو سه روز طوری دنبالش باشین که حتما شمارو ببینه

romangram.com | @romangram_com