#توماژ_پارت_188


ارتین با شیطنت ابرو بالا انداخت و گفت:خواستم سوپرایزت کنم رفیق

بعد با لبخند به روژان که حال از خجالت سرخ شده بود گفت: عزیزم اینا خانواده دوم من هستن ...خاله روشنک ...پونه خانم و برادرم توماژ

چشمکی بهم زد که با چشم غره جوابشو دادم

روژان خجولانه سلام کردو دست در دست ارتین سوار ماشینش شد،پونه و بنیامینم با اونا رفتن ،عمه و مامانم با برسام رفتن و درمقابل اصرارشون فقط تشکر کردمو سوار ماشین خودم شدمو راه افتادیم .... خون خونمو می خورد که سریع شماره روژان و گرفتم ،بوق اول تموم نشده جوابمو داد صدای سرو صدای بچه ها و اهنگ شادی که ارتین گذاشته بود به وضوح شنیده می شد

-سلام مینا جون خوبی؟

صدام بی هوا اوج گرفت


romangram.com | @romangram_com