#توماژ_پارت_175

از سوال بی ربطم جاخورد کمی خودشو جمع وجور کرد که گفتم: این طور که من متوجه شدم شما ارتباط نزدیکی با ایشون دارید وعلاقه ایشون به شما چیزی نیست که برای کسی پنهان مونده باشه

با گنگی نگاهم کرد انگار نمی تونست ربطی بین حرفام پیدا کنه: شما می تونین یه اهرم فشار باشین یه نقطه ضعف که باهاش بشه جناب فراهانی رو وادار به هرکاری کرد

لب گزید و با ترس کمی تو خودش جمع شد: اینا همش فرضیه است هنوز به نتیجه قطعی نرسیدم ولی فکر کنم حق شماست که بدونید

نفسشو بیرون داد و گفت: چرا دارین به ما کمک می کنین؟

-گفتم که پای منافعم وسطه ...... دلم نمی خواد اگه با شما همکارشدم به خاطر یه دشمنی ساده اعتبار و پروژم به خطر بیفته

-من ...من باید چی کار کنم؟

-فعلا هیچی حتی نیازی نیست این موضوع رو با دائیتون درمیون بزارین با من در تماس باشین هر خبر تازه ای باشه بهتون می گم

romangram.com | @romangram_com