#توماژ_پارت_167

کمی به سکوت گذشت که گفت: البته یه فکرهایی تو سرم دارم ولی یکم کار می بره یعنی دختره اصلا پا نمی ده یکی دوبار کشوندمش سر قرار ولی مثل ماهی همش از دستم لیز می خوره

-کدوم دختر؟

-مهری

ابروهامو بالا دادمو گفتم:مهری کیه؟

-خواهرزاده فراهانیه گفتم شاید از طریق اون بتونم به دائیش نفوذ کنم دیدم تو کار نفوذ به این دختره موندم چه برسه به دائیش

خندم گرفت که گفت:البته هنوز از مادرزاییده نشده کسی بتونه در برابر جذابیتای ذاتی من مقاومت کنه

با ژست خاصی دستی تو موهاش کشید که صدای خندم بلند شد

romangram.com | @romangram_com