#طنین_پارت_181
سرم را به نشانه تأیید تکان می دهم و کلید را از او می گیرم. حقی با لبخند به من نگاه می کند. شایسته دوباره به حمیدی نگاه می کند.
-خب مهندس راجع به مشکل سرور می گفتین.
-بله داشتم می گفتم مشکل امروز رو هنوز فرصت نکردم ببینم.
عماد حرف حمیدی را قطع کرد. به من نگاه کرد.
-خانوم مهندس شما فرصت کردید بررسی کنید؟
بعد رو کرد به شایسته.
-وقتی دیدم مهندس حمیدی تشریف ندارن از خانوم مهندس رادمنش خواستم بررسی کنن. با اجازتون پسورد شما رو هم دادم بهشون که به سرور وصل بشن.
نگاه همه روی من ثابت می ماند. پوزخند گوشه لب همتی آزارم می دهد. رو می کنم به جمع و با صدای آرام و قاطعی شروع می کنم:
-برای بررسی مشکل لاگ سرورها رو بررسی کردم و ازشون چاپ گرفتم.
کاغذها را که به پشت روی میز گذاشته بودم برگرداندم و به سمت شایسته گرفتم. دلم نمی خواهد خودم توضیح دهم. دهان همتی باز مانده بود.
romangram.com | @romangram_com