#تنهایی_رها_پارت_201
صداشو آرومتر کرد
-رها جان این خوبه اتفاقا نظراتتون اگه متفاوت باشه همو تکمیل می کنید مشکلی نیست کارتو انجام بده ..فقط چطور پسریه ؟
-راستش بد نیست شوخه ولی مودبه ..
-باشه گلم برو پروژتو تکمیل کن
بااجازه ی سعید کمی دلم قرص شد الان ک خانوادم در جریانن بهتره
طیبه ونسیم با خنده ی موزیانه ب من نگاه می کردن طیبه دراز کش مشغول مطالعه بود خودکارشو گذاشت دهنش وبا خنده گفت :
-رها فکرکنم محمد دلباختته ندیدی چه خوشحال شد هم گروهش شدی ؟
ازروی تختم بلند شدم رفتم طرفش ی پس گردنی نثارش کردم
- طیبه بار آخرت باشه ها من ازاین حرفا خوشم نمیاد کم مونده تو دانشگاه انگشت نمابشم
هرسه خندیدن ادامه داد
- دلتم بخواد اگه به نن پیشنهاد بده باسر قبول می کنم
همه زدیم زیر خنده
شب خواب به چشمم نیامد بدون توجه به ساعت گوشیمو بداشتم شماره ی سعیدو گرفتم بعد چند بوق صدای بم وخواب آلودشو شنیدم
- رها تویی چی شده .؟
- هیچی داداشی ..راستش نگرانم
romangram.com | @romangram_com