#تنهایی_رها_پارت_189
-خوش به حالت
لباشو کج کردو با کلافگی گفت
-من دوست داشتم با تو باشم
-خانم آزادی
دلم هوری ریخت
-شما با آقای بهرنگ
چشمامو بستن وسری از تاسف تکون دادم
-استاد؟
نگاه کوتاهی ب من وبعد به کاغذ تودستش کرد
-بله اعتراض ک نداری ؟
خاک برسر،شدم دستامو تکون دادم
- نه نه استاد چه اعتراضی
محمد ازاون ته کلاس بلند شد گل ازگلش شکفت
-ای ول استاد دستت مرسی ازالان نمره ی مارو بدید چون تیم با با وجود رها خانوم برندس
استاد لبخندی زد ..برگشتم سمت محمد وبا اخم وقیا فه ی آویزان نگاهش کردم
- ازالان بگم تنبلی کنی غید نمره رو می زنم
خم شد باز دست به سینه ایستاد
romangram.com | @romangram_com