#تنهایی_رها_پارت_182


_سلام دخترم.

_سلام آقای محسنی حالتون چطوره؟

_خوبم دخترم تو چطوری؟

_ممنون خوبم.

_زنگ زدم بهت



بگم اون ماشین دیگه مزاحمت نمیشه.

_یعنی چی مگه فهمیدید کیه باهاش حرف زدین؟

_بله دخترم اگه کاری نداری امشب بیا خونه ما تا با هم کمی صحبت کنیم.

_اتفاقی افتاده؟

_نه عزیزم چیزی نیست فقط آیدا گفته بیای به ما سر بزنی.

_باشه چشم مزاحمتون میشم.

پس تا هوا تاریک نشده بیا خودم به خوابگاه زنگ می زنم اجازتو می گیرم خداحافظ

_خداحافظ

تودلم آشوب بود آخه کیه اون ؟

گوشی زمین گذاشتم سعی کردم با نقاشی خودمو سرگرم کنم ولی فایده نداشت ..بچه ها عادت منو می دونستن زیاد پاپیچم نشدن ..قبل از تاریک شدن هوا آماده شدم با اجازه مسئول خوابگاه رفتم خونه ی آقای محسنی


romangram.com | @romangram_com