#سورنا_پارت_232
زندگی ادم رو میسوزونه .
وباز ادم رو به طعم سیگار عادت میده .
ولی من دیگه سیگار نمیشکم تا یاد دارم ایسان همش بهم میگفت سیگار بده واسه خاطر ایسان باز خودم رو تغییر دادم .
نمیدونم این دختر چی داره؟؟؟نمیدونم توی وجودش چه سحری نهفته اس که منو این چشماش جادو کرده .
این رنگ چشما منو به همه جا میبره منو خوشبختترین ادم دنیا میکنه من دیگه بعد از ایسانم ارزویی ندارم .من خوشبختترین ادمم که اسم ایسان فرد توی شناسنامه ممه
ولی الان تبدیل شدم به بدبخت ترین ادم کوچیک شدم .
له شدم .
شاید هم همش تقصیر من بود
دوبار مشت به دیوار کوبیدم ویکدفعه بغضم ترکید از اینکه دیگه باید از ایسان فاصله بگیرم .
از اینکه دیگه اون راهش رو با یک ادمی که دستی توی خلاف نداره انتخاب کرده .
از اینکه باید بشینم وعروس شدنش رو ببینم
خیلی تلخه دیدن عشقت توی لباس عروس اون هم پیش یه کسی که واسه عشقت مرد زندگی باشه واون مرد هیچ وقت تو نباشی .خیلی سخته یه عالمه بغض کنی ونتونی به کسی بگی اونم بخاطر مرد بودنت ..
من مرد شدم با اشکایی که ریخته نشد .
این دردا رو کم کم جمع کردم ومنو مرد کرد .
این مرد یک شبه مرد نشد .
این مرد راه صد ساله رو طی کرد .
این مرد با اینکه جونه ولی زمونه بدجور پیر وخمیده اش کردم
باز این تنگی نفس امونم رو برید نشستم روی کاناپه فکر کنم فشارم افتاده .فشار همه چیز وقتی بهم وارد بشه فشار خ-و-نم رو میاره پایین دستام یخه یخه .
سرم رو حائل روی پاهام کردم چقدر سرم سنگینه دستام رو قفل کردم وروی سرم قرار دادم توی حس وحال خودم بودم .
حس وحال یک ادمی که همیشه میبازه چقدر دلم میخواد دیگه نباشم چقدر دلم میخواد این بودن نباشه این مرد نباشه .
این سورنا نباشه .
چقدر دلم میخواد مثل همه یک خوانواده سالم داشتم اون بابای کثافتم حتی حق این رو هم از من گرفت چقدر دلم میخواد الان یه برادر باشه یه خواهر باشه واسه برادرش برادری کنه مرحم روی زخمام بشه .
چقدر سخته بین این همه گرگ نفس کشیدن وتظاهر به دروغ کردن واینکه بگیم مثل خودشونیم
چقدر ایسان خوشبخته خوشبخته که خودش رو داره .ایسان رو داره .واز اون خوشبخت تر ارمینه
ایسان رو داره .
قلبش رو داره ایسان حاضره بدونه هیچ قید وشرطی کنارش باشه وچقدر برای من سخته کسی که الان اسمش توی شناسنامه ام جا خوش کرده رو چند روز دیگه بخاطر ازدواجش با کس دیگه باید پاک کنم .
چقدر سورنا بودن سخته .
romangram.com | @romangram_com