#سورنا_پارت_213

-به نظر من اون اهرم رو بذار امشب چون دنگ وفنگ داره .اون مایع رو هم میگذاریم یک وقتی که من بگم خوبه .خخخخخخ

-عالیه بزن قدش بپر بریم قبل ارایشگاه درست کنیم اینا رو .

-بریم

رسیدیم توی اتاقی که عمو واسش در نظر گرفته بود

-پووووووووووففففففف هانی اینجا رو این نامردیه که .

-خیلی نامردیه ایسانی .

-منم دلم ت-خ-ت دونفره میخواد .دلم از این رنگا میخواد وای چقدر اینجا خوشگله .

-منم دلم خواست .ببینم میشه مخ پسره رو بزنم .خخخخخ

-خخخخخ بی جنبه توکه میگفتی شوور نمیکنم

-حالا که میبینم صاحب این اتاق میشم نظرم عوض شد خخخ

-خیلی خب شروع کنیم

همه چی تموم شده بود اخیش حالا با خیال راحت میریم ارایشگاه سوار بی ام دبلیوم شدیم ورفتیم سمت ارایشگاه .

ارایشم تموم شد وقتی لباس رو دیدم حسابی جاخورد لباسی از جنس حریر قرمز که استین داشت واز پشت حالت "...س..."داشت وتا انتهای ک-م-رم باز بود .

وقتی پوشیدم هانیه سوتی زد .

-محشر شدی ایسان ارمین امشب دیونه میشه .

-جدی میگی؟؟؟

یکدفعه یاد سورنا وجشن تولدم افتادم چقدر بد تموم شد ارایش هانی هم تموم شد ساعت 8 شب شده بود رسیدیم به باغ ماشین رو پارک کردم ورفتیم سمت سالن تعویض لباس هانی زود کارش تموم شد ورفت .وای رژ لبم کمرنگ شده .

این ارمین گور به گور کجاست پس؟؟؟وای کیفم داخل ماشینمه .

وقتی رفتم سمت ماشین دیدم یک ماشین فوق العاده خوشگل ومدل بالا که من فقط در حد بی ام و وا او دی میدونستم چیه این دیگه خیلی مدلش بالاس پیش ماشینم پارک شده بود .از یک طرف در ماشینم به بوته ها میخورد وباز نمیشد واز طرف دیگه هم به این ماشین گیر میکرد عصبی شدم .ولی چقدر رنگش به رنگ لباسم میخونه .وای حالا میزنم شیشه ها این ماشینو میارم پایین ها شاید مال ارمین باشه اخه من پولدار تر از عمو اسفندیار نمیشناسسم که ..

صدایی منو از حسم کشید بیرون .

-این خانوم خوشگله خانوم منه؟؟؟

برگشتم ارمین رو دیدم .

-ارمین

-عشقم چقدر خوشگل شدی تو .

واومد سمتم

-چقدر امشب ناز شدی .ولی این لباس چیه؟؟؟

-عمو واسم فرستاد

-میخوایی منو بدبختم کنی؟؟؟؟حالا هرچی پسره بهت گیر میده .

romangram.com | @romangram_com