#شروعی_دیگر_پارت_161
واکرهای مختلفی که اونجا بود رو نشون داد و گفت:
_اینا انواع و اقسام واکر، چه مدلی میخواید؟
دستی دور لبم کشیدم و متفکر نگاهی بهشون انداختم.
از بین واکرها یکیشون که از دوطرف میله داشت و تقریبا بیشتر از بقیه امنیت داشت انتخاب کردم.
بعد از حساب کردن تشکری کردم و اومدم بیرون.
کیسه برزنتیِ سنگینی که شامل واکر و وسایل اضافیش بود رو روی صندلی عقب گذاشتم و به طرف خونهی خاله اینا راه افتادم.
نگاهی به سوگل انداختم، با اخمهای درهم خیرهی رو به رو بود.
هنوز سر مسئلهی Boy Friend نبخشیده بودم، بازم ناراحتش کردم. نمیخواستم گرفته باشه، مخصوصا امروز:
_سوگل؟
_......
_سوگل خانوم؟
_......
_قهر کارِ نی نی کوچولوهاست.
حرصی گفت:
_قهر نیستم.
لبخندی زدم و گفتم:
_پس چرا حرف نمیزنی؟
romangram.com | @romangram_com