#شهربازی_پارت_103

_ پس برای اینکه گند نزنی بلند شو و جلوی من ارائه بده ، این یه تمرینه و مطمئن باش تا این کارو انجام ندادی نه تو از این در بیرون میری نه من

چرا انقدر طاها برای من وقت می گذاشت.

بلند شدم چاره ای نداشتم ، شاید واقعا تاثیری داشت

شروع کردم ، سعی می کردم نگاهش نکنم، جالب این بود که وقتی تنها بودم تصور می کردم درمیان جمعی هستم و حالا که کسی اینجا بود سعی می کردم اورا ندیده بگیرم.

نگاه خیره و نافذش را نمی توانستم ندیده بگیرم. اثرش به اندازه ی هزاران چشم بود.

کلمات را فراموش می کردم دهانم خشک شده بود .

نمی توانستم .

ساکت در جایم ایستادم.

به سمتم آمد و در چشمانم خیره شد.

نگاهم را دزدیم.

_ به من نگاه کن

سرم را بلند کردم

_ترم چندی؟

romangram.com | @romangram_com