#سایه_پارت_536
برای سایه حرفهای آرمین اصلا قابل فهم نبودند !آرمین از احساساتی که اصلا وجود نداشت حرف می زد وچقدر لحن سخنش در آن لحظه صادقانه بود
خانم نوری به طرف او برگشت گفت :
-خانم ستوده این درسته که شما توی گوش خانم رفیعی زدین؟
آهسته زمزمه کرد :
بله !
-چرا؟
نگاهی به یاسمین انداخت وآرام جواب داد
-چون خانم رفیعی به پدرم توهین کردن !
آرمین درد درونش را کاملا حس میکردپس با نگاهی محبت آمیز به او آرامش دادو رو به آقای شکوهی گفت :
-جناب شکوهی !من می دونم همسرم اون لحظه چه حالی داشته و اونودرک می کنم چون به خوبی می فهمم تحمل هر چیزیو به غیر از بی احترامی وتوهین به پدرشوداره !
شکوهی نیشخندی زد وگفت :
-بله با خویشتن داری امروزشون کاملا مشخصه !
آرمین نگاهی به هر سه دختری که مسخ شده روبرویش نشسته بودند انداخت ودوباره به شکوهی گفت :
-جناب شکوهی فکر کنم من این حقو داشته باشم که از این خانمها به خاطر اینکه بی دلیل و نسنجیده به من وهمسرم تهمت زدن وآبرو وشخصیت ما رو زیر سوال بردن شکایت کنم
-بله شما این حقو دارید که اعاده حیثیت کنید
سایه آرام زمزمه کرد
-آرمین خواهش می کنم این موضوع رو اینهمه بزرگ نکن
آرمین نفس عمیقی کشید وآرام گفت :
-این خانمها باید وقتی به خودشون اجازه می دادند توی زندگی خصوصی ما سرک بکشند واون اراجیفو به من وتونسبت می دادن فکر اینجاش و هم می کردن !........تو خودت خوب می فهمی که من آدمی نیستم که به راحتی از آبرو و اعتبار خودم بگذرم
-آرمین ! ........رابطه ما برای اونها سوال برانگیز بوده ! چون اصلا از رابطه واقعی ما خبر نداشتن
-اما این دلیل نمی شه که من از شکایتم بگذرم
romangram.com | @romangram_com