#سایه_پارت_385

-بد بخت شدم نازی!

با نگرانی تاثیر لحن کلامش گفت:

-چی شده سایه ؟

-نازی باورکن این دیگه آخر بد شانسیم بود

-جون بکن ببینم چی شده

بغض آلود نالید:

-نازنین لپتاپم ................لپتاپم افتاد و شکست

با حرص گفت:

-ایش ........دختره لوس ، حالا این گریه داره ،منو بگو گفتم چی شده

-نازی نمیشنوی چی میگم !میگم لپ تاپ روشن نمیشه

-دختر گدا خوبه که پول شوهرت از پارو بالا می ره ،بهش بگو یه مارک روز با کلاس برات بخره

-آخه خره ،تمام تحقیقم توش بود ،حالا باید چکارش کنم؟

-آخ از دست تو دختر خنگول دست وپاچلفتی ،مگه تو فلش نریخته بودیش

-نه هنوز

-نه و زقنبوط ، دست نوشته چی ،دست نوشته هاتو داری

-معلومه که دارم ،اما مگه می تونم تا فردا اینهمه صفحه رو تایپ کنم

-پس می خوای چکار کنی؟

-به خدا مغزم هنگ کرده

-تحقیقت درمورد چیه ؟

محاسبه یه ساختمون ده طبقه با همه امکانات.......... -

-اینو که تا فردا حتی نمی تونی پلانشو آماده کنی!


romangram.com | @romangram_com