#سایه_پارت_235
با شیطنت خاصی لبخندی زد و گفت:
-کافیه که وکیلم فقط بفهمه اتاقهای ما از هم جداست ، دیگه همه چیز به نفع من تموم می شه ،وتو نمی تونی هیچ ادعایی کنی
از خجالت سرخ شد و با شرم گفت :
-ولی این قرار ما بود ، ما با هم توافق کردیم .
-تو برای این ادعات مدرکی هم داری !
مدرک من صداقته منه-
ولی این برا دادگاه کافی نیست ، برای دادگاه فقط مدارک قابل رویت مستنداند .-
- تو این قدر نامرد نیستی که زیر همه چیز بزنی ، تو بهم قول دادی ....
-من فقط کاری و می کنم که به نفعم باشه .
-اگه تو اینقدر کثیف و پول پرستی که بخاطر پول حاضری نامردی خودتو بهم ثابت کنی ، ایرادی نداره من ترجیح می دم از مهریه ام بگذرم تا اینکه برام ثابت بشه که چند ماه رو با چه حیوون چندشی زندگی کردم .
آرمین از اینکه او را تا این حد عصبانی کرده بود لبخندی زد و با آرامش گفت :
-چرا ادامه تحصیل نمی دی و درست و تمام نمی کنی ، من تا آخرش تو این راه حمایتت می کنم .
-من به حمایت تو احتیاجی ندارم ، خاله ام تو فرانسه داره کارهام و ردیف می کنه ، بهش قول دادم وقتی درسم اینجا تموم شد برم اونجا ، می خوام هر طور شده برم دانشگاه سوربن و درسمو اونجا ادامه بدم .
-برا خودت برنامه ریزی می کنی بدونه اینکه نظر من برات مهم باشه ؟
با لحنی پر اندوه گفت :
-من بعد از طلاق و فرار از دلسوزی و ترحم دیگرون می رم و فکرنکنم اونوقت نظرتو و آینده من برای هر دومون مهم باشه .
آرمین از جا برخاست و گفت :
-کلید اتاقم کجاست
-شام نمی خوری .
خیلی سرد گفت :
-نه میل ندارم .
romangram.com | @romangram_com