#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_502
_سلام سرگرد
دانیال هم برگشت احوال پرسی کرد زنه برگشت با نیشخند نگاهم کرد اب دهنم قورت دادم
_سلام
سرتکون داد و روبه دانیال گفت:انگار مهمون دارید دانیال جان!
دانیال بدبخت فقط سرتکون داد
زنه دوباره گفت:انگار پدر و مادرم مسافرتن؟
اخه یکی نیست بگه اخه به تو چه برو غذاتو درست کن مفتش محلی؟؟؟
دانیال درو باز و کرد وروبه زنه گفت:ببخشید من عجله دارم باید برم اداره ، روز خوش!
زنه هم دهنش بسته شد و رفت!
_دانیال این کی بود؟؟
romangram.com | @romangram_com