#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_439
زیپ سویشرتش پایین رفته بود دکمه های بالای پیراهنشم باز بود
با پوزخند بدی نگاهم کرد
سرم بالا بودو نگاهش میکردم چشاش پر از خشم بود
سرش رو تکون داد
_آره می دونم ، برا همین با اون سر و وضع جلوی اون پسره بی ناموس می گشتی
تو دلم داشتن کله قند آب میکردن
romangram.com | @romangram_com