#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_388
اراد بازم با دستای بسته تو شکم دانیال لگد کوبید
این بار داد زد فریاد گوش خراشی که تا
ته قلبمو آتیش زد تمام صورتش خونی بود
با صدای بلند هق هق می کردم از
رو زمین بلند شدم دیگه طاقت
نداشتم این طوری بزنه و نفس منو
تنگ کنه به سمتش رفتم با دستای
romangram.com | @romangram_com