#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_271
بی اختیار ازشدت درد دندونامو محکم روی انگشت آراد فشار دادم.
گلوله رو از تو بازوم دراوورد.آراد دوتا دستاشو برداشت.جای دندونام قشنگ رو دستش مونده بود بی چاره چقد دردش گرفته ولی فقط یه اخم کوچیک رو پیشونیش بود
برای اینکه خونریزیم بندبیاد یه مقدار باروت روی بازوم ریخت که بدجوری سوختم.چشام پره اشک بود.بعدم دستموباندپیچی کرد
بعد چند دقیقه که کارش تموم شد روبه آراد گفت:یه مقدار آب نمک رقیق میخوام.
آراد بهم نگاه کرد واز اتاق بیرون رفت.چنددقیقه بعد با یه لیوان آب نمک برگشت.
کیاسرنگ توی دستشو پرآب نمک کرد وبهم تزریق کرد.
romangram.com | @romangram_com