#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_245


دادزد:ولی من ندارم.
باصدای ضعیفی گفتم:باور نمیکنم.


ماشینوروشن کرددیگه نگاهم نمیکرد:مهم نیست پیاده شو



لبخند مسخره ای زدم.از ماشین بیرون اومدم.آروم در وبستم.باقدم های کوتاه ازش فاصله گرفتم.یه لحظه به عقب برگشتم.باسرعت

زیادی از کنارم ردشد.حالا دیگه مطمئنم دوسم نداره.منه احمق اشتباه میکردم.وقتی بهش گفتم دوست دارم طوری نگاهم کرد.که انگار


romangram.com | @romangram_com